![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
نقش بسته ای بر کویر خاطره هایم *** شاهزاده ای از آن گونه که بر ملک خویش حکم براند با قلب من به خطاب ایستاده است و من نه بدان سان که حلقه بگوش بل عاشقانه به تسلیم مانده ام. *** مرا به صداقتی موهوم محکوم می کنی و من ریاکارانه تو را به تماشا منتظرم تا تو را از هر آنچه بدان آراسته ای بیرون آرم *** پرده پرده پرده و هزار سرسرای تو در تو مرا از تو دور می گرداند و با خیال دست ساییدن به حریر رو دوشی ( که هزار عاشق دل سوخته را بدنبال می کشد ) پشت درب های بسته به انتظار می مانم. *** نقش بسته ای بر کویر خاطره هایم ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 14:54 توسط صابرنباتی |
|
|
قایق دیدگان خسته ی من
غرق در اشک شوق دیدار است ساکنین نشسته بر زورق بی قرار از نگاه دلدار است *** می نشیند بر سمند خیال می رود تا گذشته ی دور زیر رگبار برگهای درخت لب به لب نشسته است مسرور *** در حضور بی هجای کلمات قلبها در درون سینه ها بی تاب چشم بر چشم و دستها بر دست صورتگر همیشگی پی قاب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:17 توسط صابرنباتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طالع حضور من به سال 40در یک خانه قدیمی در شهر اردبیل رقم خورد .همین
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
تمبرهای باطله دیدار بوسه های قدیمی زن متولد ماکو آذربایجان ماهنی لاری موسیقی آذری بهرام اردبیلی سارا خدامی بوته شمعدانی ارغوان درياباري پروانه های تو افق شکسته |
|
RSS
|