![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
باکره ی مقدس
سر بزیر از آن روی می نگری که سبزینه ای سبز بر دستان تو می روید و چهل ستون سنگی سنگینی تاریخ را بر دوش می کشند در میان حسرت دود و آه هزار شمع اشک های نریخته را به تاراج می برند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 16:35 توسط صابرنباتی |
|
|
دیوار های سنگی کوه
هق هق گریه هایت را آبشاری شد "گوور گوور" *** صدا در صدا پیچید و قلب سنگی کوه آب شد آب *** باز کن بازوانت را شاید آرزو های هزار ساله ام را بالشی باشد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 22:44 توسط صابرنباتی |
|
|
دوش در حلقه ی خیالی ماه
اشک هایت حکایت از غم داشت نقش رویت به روی هر قطره صد ستاره بر زمین می کاشت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 23:38 توسط صابرنباتی |
|
|
دوستت دارم
چه خنده دار می شود وقتی که پرده دار ناشیانه می کشد پایین هنگامی که بوسه ها غنچه می شوند آخر صحنه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 20:39 توسط صابرنباتی |
|
|
غزل غزل حدیث
کتاب کتاب ، نا نوشته سرود راهی بزن شاید حنجره فشرده صدایم ضجه ضجه ترانه شود وقتی که می روی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 22:29 توسط صابرنباتی |
|
|
به برگ برگ نگاهت
گرفتارم به بوسه های نداده به خنده های مسموم که به عادت دیرینه ی این شهر دل بسته اند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 20:11 توسط صابرنباتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طالع حضور من به سال 40در یک خانه قدیمی در شهر اردبیل رقم خورد .همین
|
| پیوندها |
|
تمبرهای باطله دیدار بوسه های قدیمی زن متولد ماکو آذربایجان ماهنی لاری موسیقی آذری بهرام اردبیلی سارا خدامی بوته شمعدانی ارغوان درياباري پروانه های تو افق شکسته |
|
RSS
|