![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
بر فراز زمینی بایر ایستاده ام ودر اندیشه ی آنم که کرت های تشنه را ،درنوردم. از پله های منجمد پایین می آیم از بلندای نیمه روشن در امتداد آرامش آیینه ها به انتظار ایستاده اند و در کشاکش این انبساط سبز از پشت یک "واژه" به من می نگری ای شوکت بی انتها رمزی است میان من و تو. *** باریکه ای از آب رونده آرام آرام در سرزمین موعود پیش می رود و زیر لب زمزمه می کند: "به مقصد ابدی ،از روزنه ی حیات عبور کنید " |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 21:56 توسط صابرنباتی |
|
|
نه به آواز تو نیازم هست جمعه 16 شهريور1386 ساعت: 17:51 عبارت داخل گیومه از مانی مقدم است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 17:25 توسط صابرنباتی |
|
|
خانه تنهایم را
روشن نموده بود شرم نگاهت در بزم لاله ها و ترنم سرخ لبانت سازی بود که هزار سمفونی نا سروده را ترانه ای می ساخت تنها برای من . سرشار کن مرا از روشنایی و شعر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 0:42 توسط صابرنباتی |
|
|
امشب خواهم آمد پای هیمه ی روشن زیر چتر شب در آغوشت خواهم خفت و رنجی ناشکفته را در دلت شکوفه خواهم داد. *** کنار پرچین دختر از انتظار شب از انتظار می سوزند و خاکستر اجاقشان در باد آواره می شود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 19:41 توسط صابرنباتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طالع حضور من به سال 40در یک خانه قدیمی در شهر اردبیل رقم خورد .همین
|
| پیوندها |
|
تمبرهای باطله دیدار بوسه های قدیمی زن متولد ماکو آذربایجان ماهنی لاری موسیقی آذری بهرام اردبیلی سارا خدامی بوته شمعدانی ارغوان درياباري پروانه های تو افق شکسته |
|
RSS
|