![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
سدی است در برابرم هزار خنجر آخته منتظرند تا از خویش بگذرم و در قبله گاه تو ذبحم کنند اینک منم و هزار و یک شب باید انتخاب کنم زخمی است بر دلم و تاراج می شوم وامانده ام مرا دریاب. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 8:13 توسط صابرنباتی |
|
|
نقاب بر چهره خورشید که بر آید چشم هایت را خواهم دید اشک هایت را خواهم چید و بر گونه هایم خواهم آویخت. نقاب بر چهره من از دور دست می آیم از ظلمت ، از دلتنگی می آیم می آیم تا چشم هایت را ببینم نوازشت کنم بوسه بر پیشانیت زنم. نقاب بر چهره انتظار روز های دوری من خورشید که بر آید بر قبله گاه تو سجده خواهم زد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 17:28 توسط صابرنباتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طالع حضور من به سال 40در یک خانه قدیمی در شهر اردبیل رقم خورد .همین
|
| پیوندها |
|
تمبرهای باطله دیدار بوسه های قدیمی زن متولد ماکو آذربایجان ماهنی لاری موسیقی آذری بهرام اردبیلی سارا خدامی بوته شمعدانی ارغوان درياباري پروانه های تو افق شکسته |
|
RSS
|