![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
حلقه کردم دو دست در کمرش
بنهادم به روی سینه ؛ سرش
نفسش گرم و پیکرم لرزان
سخت می زد زشرم ؛ دل به برش
گفت آهسته زیر لب با ناز
آنکه مهرش به جان بود مانوس
بفشارم چنین به سینه ی خویش
لب من پیش روی توست ؛ ببوس
روی از برگ گل لطیف ترش
شد چو گل ؛ سرخ آتشین از شرم
تند زد بوسه ای به رویم و مرد
زیر سر پنجه ی هوس آزرم
اندر این حال بود کز سر شور
مست بود و نفس نفس می زد
نفس آتشین که شعله ی آن
به دلم آتش هوس می زد
خیره گشتم به چشم او ؛ می ریخت
آتش از نرگس هوسبارش
بود پیداکه انتظاری تلخ
می دهد سخت در دل آزارش
لب گرفتم برابر لب او
در هم آویخت شعله ی دو نفس
در دل هر نفس شراری بود
ز آتش التهاب و شور و هوس
ناگهان فشردم اندر بر
دست بردم به زیر غبغب او
بوسه ی آتشین من بنشست
در میان جهنم لب او
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:46 توسط صابرنباتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طالع حضور من به سال 40در یک خانه قدیمی در شهر اردبیل رقم خورد .همین
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
تمبرهای باطله دیدار بوسه های قدیمی زن متولد ماکو آذربایجان ماهنی لاری موسیقی آذری بهرام اردبیلی سارا خدامی بوته شمعدانی ارغوان درياباري پروانه های تو افق شکسته |
|
RSS
|