![]() |
![]() |
|
| ادبیات |
|
شبها چو گرگ در پس دیوار روز ها
آرام خفته اند و دهان باز کرده اند
بر مرگ من که زمزمه ی صبح روشنم
آهنگ های شوم کهن ساز کرده اند
*****
می ترسم از شتاب تو ای شام زود رس
می ترسم از درنگ تو ای صبح دیریاب
می ترسم از درنگ
می ترسم از شتاب
*****
من هم شبی به شهر تو ره جستم ای هوس
من هم لبی به جام تو تر کردم ای گناه
زان لب هزار ناله فرو خفته در سکوت
زان شب هزار قصه فرو مرده در نگاه
*****
می ترسم از سیاهی شب های پر ملال
می ترسم از سپیدی روزان بی امید
می ترسم از سیاه
می ترسم از سفید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 21:9 توسط صابرنباتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
طالع حضور من به سال 40در یک خانه قدیمی در شهر اردبیل رقم خورد .همین
|
| پیوندها |
|
تمبرهای باطله دیدار بوسه های قدیمی زن متولد ماکو آذربایجان ماهنی لاری موسیقی آذری بهرام اردبیلی سارا خدامی بوته شمعدانی ارغوان درياباري پروانه های تو افق شکسته |
|
RSS
|